FANDOM


(جبير الحاكم ) هفتمين يا هشتمين فردي است كه توسط الطاير كشته مي شود.


نحوه کار و مرگ

او ناظر بر بخش ادبيات دمشق بود و البته ديدگاه او نسبت به ادبيات ديدي منفي است و بسياري از كتاب ها و دست نوشته هاي نويسندگان را به اين دليل كه آنها بر پايه مسائل شيطاني و ايجاد جنگ نوشته شده اند را سوزاند. او افرادي همانند افلاطون و سقراط را تحقير كرد و هر كسي كه مخالف او حرف مي زد به سزاي اعمالش مي رساند.

او با همراهانش به كنار مدرسه اي رفت و شروع به سوزاندن كتابي كرد و الطاير كه لباسي همانند لباس همراهان او به تن داشت به او نزديك شد و او را كشت.


گفت و گوی جبیر با الطایر

جبير : چرا ؟ چرا با من اين كارو كردي؟

الطاير : مردم بايد آزاد باشند تا به آنچه اعتقاد دارند عمل كنند. حق ما نيست كه مردم را براي آنچه انجام مي دهند و فكر ميكنند مجازات كنيم؛ مهم نيست كه چه‌ قدر با آنها مخالف باشيم.

جبير : خب كه چي؟


الطاير : تو و مردمت بايد جواب اين سوال رو بدونين. آنها بايد تحصيل كنند و خوب را از بد تشخيص دهند. اين دانش است كه بايد به آنها كمك كند نه زور.

جبير : آنها چيزي ياد نمي گيرند. تو خيلي ساده فكر ميكني. اين يك بيماري هست و براي هم بيماري هم درماني هست.

الطاير: تو اشتباه ميكني. براي همين هم بايد از اين دنيا بري.

جبير : من مثل كتاب هايي كه به دنبالشان بودي تا نجاتشان دهي نيست؟ منبعي از دانش كه با منبع آن مشكل داري و ترجيح ميدي من سريع تر از بين برم.

الاطاير : يك قرباني كوچك براي نجات افراد زيادي ديگر. اين كار ضروري هست.

جبير: اين كتاب هاي باستاني و قديمي نبودند كه به صليبيون الهام مي‌بخشيدند و صلاحدين و يارانش را پر از خشم و نفرت مي كردند ؟ اين نوشته ها بودند كه باعث مرگ و مير مي‌شدند. من هم در حال قرباني كردند بودم ولي اين موضوع الان اهميت چنداني ندارد. كارت تو تمام شده و كار من هم همينطور